goli

موضوع مجموعم در مورد یه سری دختر پسر جونن که اکثرا بچه های طلاقند.همشون برای راحت تر زندگی کردن تو یه خونه مجردی زندگی میکنن که اون خونه رو فردی به نام دانیال اداره میکنه .دانیال کرایه اون خونه رو از فروختن ماری جوانا به همین جوونا در میاره .هر از گاهی برای مهمانان تتو هم میزنند تا بتونند پول مایحتاج زندگیشونو در بیارن. بعد از گذر چند سال صاحبخونه خونه رو ازشون میگیره .هرکدام به یک سمت و سویی میرن .یکی با سرعت 50 تو جاده چپ میکنه میمیره .چند تاشون به خارج میرن .دانیال با کمک مادرش به شمال میره و در شهر نا پدریش در یه خونه 20 متری به زندگی ادامه میده. الان خونه دانیال لب دریاست و او برای ارامش و ساخت کاردستی به دریا میره و وسایلایی که لب دریا ریخته رو جمع میکنه و صنایع دستی درست میکنه . صنایع دستی او از توهماتی که قبلا در ذهنش میومده الهام گرفته شده . او هر از گاهی برای فروش وسایل های هنری اش به بازار پروانه تهران می رود .مادر ایشان برای تشویقش دستگاهی به نام دیجریدو به او هدیه داده است.دانیال هر از گاهی سازش را به دریا می برد و برای پرنده های دریایی می نوازد